ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

544

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

سرزمين دلها مىطلبند ولى آن را جز نزد آن حضرت نمىيابند . در اين صورت ، « احتفار » را براي جستجو در جايى كه گمان وجود علم هست ، ولفظ « ماء » را براي علم استعاره آورده است ، چنان كه قبلًا نيز چنين فرموده بود . ( 3187 - 3182 ) فرموده است : اليوم انطق لكم العجماء ذات البيان امام ( ع ) جملهء : عجماء ذات البيان ، را كناية آورده است از عبرتهاى آشكار وپيشامدهايى كه بر افراد گنهكار ومتمرّد از فرمان پروردگار وارد مىشد ونيز كناية است از روشن بودن برترى فضل امام نسبت به آنها كه شايسته بود از آن وضع عبرت بگيرند وبه مقتضاى فرمان خداوند كه آنها را به پيروى از فرمان امام ( ع ) وا مىداشت عمل كنند ، زيرا همهء اين أحوال أموري بودند كه زبان نداشتند وبه همين دليل امام ( ع ) آنها را به حيوان گنگ تشبيه كرده است وبراي آنها لفظ « عجماء » را استعاره آورده است وسپس آن را به « ذات البيان » توصيف فرموده زيرا زبان حال به آنچه امام ( ع ) مىگفت خبر مىداد وبه وجوب پيروى از آن حضرت سخن مىگفت وشهادت مىداد وهمين زبان حال راهنمايى وهدايتي بود بر آنچه در هر زمينه شايستهء عمل كردن بود واين است معناى بيان . بنا بر اين منظور « بيان » زبان حال است ومثل اين است كه امام ( ع ) بىزبانها را به زبان آورده وآنچه مقتضاى حال آنهاست از زبان آنها بيان مىكند وهر كس به چشم بصيرت در آنها بنگرد اين حقيقت را در آنها مشاهده مىكند . كلام امام ( ع ) به منزلهء اين ضرب المثل است كه مىگويند : از زمين بپرس ، جويبارهايت را كه شكافته وميوه‌هايت را كه بيرون آورده ، اگر با زبان جوابت را ندهد با زبان پند جوابت را خواهد داد . ويا مانند مثلي است كه مىگويند : ديوار به ميخ گفت چرا مرا سوراخ مىكنى جواب داد از آن كه مرا مىكوبد بپرس . بعضي گفته‌اند : « عجماء » صفت كلمهء محذوفى مىباشد وتقدير سخن اين است : الكلمات العجماء ، مقصود امام ( ع ) از « كلمات العجماء » رموزى است كه